دریافت آخرین اطلاعات رازنامه
با ثبت پست الکترونیکی خود و یا دوستان خود همیشه از آخرین اطلاعات سایت آگاه شوید.

دریافت آخرین اطلاعات رازنامه

مشاوره در رازنامه

فهرست مشاورین
    با سلام امکان دارد در مورد سیستم ثبت ادواری اطلاعات در یک شرکت تولیدی توضیح دهیید ؟باتشکر وسپاس فراوان
    طیب عینی زاده
    طیب عینی زاده
    باسلام لطفامقررات مالیاتی و مقررات بیمه در خصوص گزارشگری مالی در شرکتهای بیمه را توضیح دهید؟ و نرم افزار پبشنهادی شما برای یک شرکت بیمه ای چیست ؟
    طیب عینی زاده
    طیب عینی زاده
    ببخشید که سوال به صورت کلی مطرح شد.
    این دو شرکت, سهامداران مشترک دارند یعنی 5 نفر میباشند که دو شرکت تاسیس کرده اند و حالا در صدد ادغام این دو شرکت میباشند.
    ارزش اسمی سهام این دو شرکت مت
    علیرضا سربی
    علیرضا سربی
    سلام باعرض خسته نباشید من قصد انجام کاری رو دارم که اگه زحمت داشت بازم سودش رو داشته باشه .وهدفم این بود که برم تو کار بسته بندی وصادرات زعفران ولی هیچی نمی دونم درجایی که هستیم بسته بندی زعفران نیاز
    سید علیرضا هاشمی نکو
    سید علیرضا هاشمی نکو
    با سلام خدمت استاد گرامی برای ادغام دو شرکت سهامی خاص چه مراحلی باید انجام شود .(ادغام ساده) یکی از این شرکتها موجودیت خود را از دست میدهد و در شرکت دیگر جذب میشود. با توجه به اینکه سهامداران شرکت
    علیرضا سربی
    علیرضا سربی
    سلام 1 برای حقوق کارگران شیفتی به صورت 12 ساعت کار 24 استراحت حداقل مزد هر شیفت چقدر میشود؟ 2 ایا مزد شیفتهایی که در روزهای جمعه و یا تعطیل می باشند با روزهای عادی متفاوت است؟ 3- با توجه به اینکه ش
    جابر رمضانی
    جابر رمضانی
    با سلام مهندس. اینجانب دانشجوی مهندسی عمران مقطع فوق دیپلم ترم آخر می باشم که دارای کارت معاف از خدمت می باشم (کفالت) .مدت هاست که به فکر اشتغال می باشم لذا از شما مشاور عزیز این سوال را دارم که چگون
    اسداله مستوفی
    اسداله مستوفی
    سلام و خسته نباشی کارگری که 12 ساعت کار و 24 ساعت استراحت میکنند مثلا شنبه روزکار ،یکشنبه شبکار و دوشنبه استراحت میباشند . اگر شنبه و یکشنبه را مرخصی بخواهد چطور باید از مرخصی استحقاقیش کسر کنم؟ ی
    مازیار نخکوب
    مازیار نخکوب
    با سلام و احترام، در برخی از سازمان های دولتی متقاضی پس از تشکیل پرونده و جمع اوری مدارک و استعلامات، قبل از صدور هر گونه مجوزی تقاضای ابطال پرونده می کند. این در حالی است که سازمان ها و ادارت با بیان
    جابر رمضانی
    جابر رمضانی
    سلام تورم بالا با رشد اقتصادی بهتر است یا رکود و تورم پایین ؟ جامعه خودمون رو در نظر بگیرید.
    سعید شمس ایلی
    سعید شمس ایلی
    با سلام و خسته نباشید. اینجانب دانشجوی ترم آخر مهندسی عمران مقطع فوق دیپلم می باشم. من کلا یک سوال دارم و آن هم این است که من چطور می توانم کاری را(هرکاری) شروع کنم با اینکه درحال حاضر اصلا سرمایه ا
    حسین عزیزی نژاد
    حسین عزیزی نژاد
    سلام استاد عزیز وقت بخیر آیا بازخرید مرخصی ذخیره شده شاغلین در دستگاههای دولتی مجاز است واگر غیر قانونی میباشد لطف بفرمایید ماده قانونی رااعلام بفرمائید .از راهنمایی حضرتعالی متشکرم.
    جابر رمضانی
    جابر رمضانی
    سلام اقا من از بین پول سپرده گذاشتن توی بانک میخام تغییر مسیری بدم به سمت خودرواهی پیش فروش قطعی ایران خودرو یا هایوندای یا کیا ؟ انتخاب درستیه؟ توضیح بدهید
    حمید رضا تاج نسائی
    حمید رضا تاج نسائی
    سلام در بحث واردات یک جنس خاص مثلا پوشاک و لباس مردانه به طور کلی مشتری به کیفیت بیشتر فکر میکنه یا ارزانی جنس؟ و به طور کلی چه جور مشتری رو بیشتر جذب کنیم؟ با ارزان دادن جنس یا کیفیت یا ... ؟
    سید علیرضا هاشمی نکو
    سید علیرضا هاشمی نکو
    سلام pvif به چه معنیه لطفا توضیح بدید؟
    علیرضا سربی
    علیرضا سربی
    باسلام احتراما یکی از کارکنان ما که شرکت هستیم ازیکم شهریور رفته سربازی ومجدد بعد سربازی برمیگرده شرکت حالا سنوات و عیدی وپاداش 96 و مانده مرخصی ایشان را چه وقتی پرداخت کنیم صحیح تر است . عیدی وپادا
    علیرضا سربی
    علیرضا سربی
    با سلام خسته نباشید الان درحال حاظر حسابدار یه شرکت هستم که مدیر آمیخواهد شراکت جدیدی راه اندازی کند که در برج 12از 3حساب بانکی به طور مشترک استفاده کرده برای تفکیک این 3حساب نیاز به کمک دارم وهمین طو
    احمد نورمحمدی
    احمد نورمحمدی
    اطلاعات برای محاسبه سود برای دفتر پخش کالا که هیچ دپو کالایی ندارد میخواستم
    شاهین احمدی
    شاهین احمدی
    سلام. من سوال دارم. میشه از یه بانک وام گرفت و تو یه بانک دیگه گذاشت؟ اینکار سقف داره؟ و اینکه شما در مورد شرایط وام در بانک های مختلف اطلاع دارین که سوال بپرسم یا نه؟ ممنون
    رضا محمودی سفیدگر
    رضا محمودی سفیدگر
    باسلام وادب من رزمنده هستم و دارای 13 ماه سابقه جبهه بیمه تامین اجتماعی و عکاس خبرنگار هستم000 اگر ممکنه بفرمایید که چه مزایای شغلی اداری به من تعلق میگیرد بسیاربسیارمتشکرم
    مازیار نخکوب
    مازیار نخکوب
نظر شما چیست
به نظر شما کدام سرمایه گذاری در سال 1392 سودآور خواهد بود؟



[ مشاهده نتایج | نظرسنجی ها ]

آراء: 708 | نظرات: 0

برگزیده رازنامه

پیشینه فرهنگی لودویگ فون میزس

منبع: دنیای ادقتصا تاریخ انتشار: 1387-10-09
نویسنده: مترجم:
چکیده:

نوشتن درباره پیشینه فرهنگی لودرویگ فون میزس، مشکلاتی به همراه دارد. زیرا باید دنیایی را به خواننده معرفی کرد که با دنیای او متفاوت بوده و از بسیاری جهات، دیگر وجود ندارد. مثلا زادگاه این اقتصاددان پرآوازه و مشهور، برای مدت نزدیک به پنجاه سال، درون مرزهای اتحاد جماهیر شوروی قرار داشت.


    
 پیشینه فرهنگی لودویگ فون میزس
آزادی‌خواهی که جاودانه شد

مترجم: محسن رنجبر

نوشتن درباره پیشینه فرهنگی لودرویگ فون میزس، مشکلاتی به همراه دارد. زیرا باید دنیایی را به خواننده معرفی کرد که با دنیای او متفاوت بوده و از بسیاری جهات، دیگر وجود ندارد. مثلا زادگاه این اقتصاددان پرآوازه و مشهور، برای مدت نزدیک به پنجاه سال، درون مرزهای اتحاد جماهیر شوروی قرار داشت.
این انسان و دانشمند بزرگ، چه کسی بود؟ قبل از آن که به آمریکا بیاید و انتشار آثار با اهمیتش را پیگیری کرده و البته، الهام‌بخش نسل‌های جدیدی از اقتصاددانان باشد، در چه محیطی زندگی می‌کرد؟ برای این منظور باید به امپراتوری اتریش- مجارستان قدیم برگردیم که در آن زمان، دومین واحد سیاسی بزرگ در اروپا بود. تنها روسیه از این امپراتوری بزرگ‌تر بود، اگرچه جمعیت آلمان نیز اندکی از جمعیت اتریش مجارستان بیشتر بود. میزس، در 1881 در لووف (LWOW) که پایتخت گالیشیای (Galicia) آن روز بود، به دنیا آمد. گالیشیا که در زمره املاک سلطنتی اتریش قلمداد می‌شد، «لهستان کوچک» نام گرفته بود. در آن زمان، اکثر مردم لووف، لهستانی، بیش از یک چهارم آنها، یهودی، اقلیت کوچکی از آنها، اوکراینی و درصد ناچیزی نیز افسران اتریشی- آلمانی بودند. در عین حال، طبقات برتر به وضوح لهستانی بودند.
بخش شرقی گالیشیا، از قرن چهارده میلادی به لهستان تعلق داشته است، اما در سال 1772 که اولین تجزیه در کشور روی داد، این منطقه به اتریش پیوست و در 1918 دوباره به لهستان ملحق شد. برای درک پیشینه فرهنگی و همچنین روان‌شناختی میزس و برای شناخت ریشه‌های فلسفی زندگی وی، باید همه این مطالب را دانست. ریشه‌های یهودی وی، فرهنگ لهستانی او، نظام سیاسی اتریشی و وفاداری میزس به آن، همگی به هم بافته شده‌اند. گوناگونی و تنوع، ویژگی اصلی پیشینه وی است. میزس در سن 12 سالگی، با خط و الفبای آلمانی، لاتین، سیریلی، یونانی و عبری آشنا بود. او به زبان‌های آلمانی، لهستانی و فرانسوی صحبت می‌کرد و زبان اوکراینی را نیز می‌فهمید.
سالی که میزس متولد شد،‌ پدربزرگ او، عنوان ادلر (Edler) را دریافت کرد. این عنوان که در میان یهودیان امپراتوری اتریش- مجارستان- چندان نادر نبود، به معنای نجیب‌زاده است. پدر او که صاحب شرکتی در ارتباط با راه‌آهن و بسیار ثروتمند بود، اطمینان حاصل کرد که لودویگ، بتواند بهترین آموزش‌های کلاسیک را ببیند. او همین کار را برای پسر دیگرش، ریچارد نیز که بعدا استاد ریاضیات دانشگاه برلین و هاروارد شد، نیز انجام داد.
لهستانی‌ها، در «لهستان کوچک» برخلاف روسیه یا پروس، کاملا آزاد بودند و دانشگاه خصوصی خودشان داشتند. آنها در پارلمان اتریش در وین، نقشی بسیار مهم را به عنوان حامیان واقعی امپراتوری چند ملیتی هاپسبورگ ایفا می‌کردند. بسیاری از لهستانی‌ها، حاکمان آتی لهستان آزاد و دوباره جان گرفته را در این سلسله می‌دیدند.
باید این نکته را به ذهن بسپاریم که لهستانی‌ها،‌ به عنوان ملتی آریستوکرات، خیلی قبل از آن که تجزیه‌ها و انشعاب‌‌‌ها روی دهد، شدیدا از آزادی فردی دفاع می‌‌کردند. در واقع نهضت‌های آزادی‌خواهی نوعا به وسیله اشراف و اعیان که همیشه با فشار و کنترل متمرکز مخالفت می‌کردند، صورت می‌گرفتند همین مساله را در رابطه با Magna Carta در انگلستان، Golden Bull در مجارستان، Grandهای خودسر در آراگون و Fronde در فرانسه شاهد بودیم. لهستان از این لحاظ فراتر رفت. در 1572، به یک پادشاهی انتخابی تبدیل شد و خود را جمهوری معرفی کرد. یکی از شعارهای این اشراف کاملا مستقل این بود: «پادشاهان خارجی را در خطر اندازید و در برابر آنها مقاومت کنید!» قدرت سیاسی در اختیار اشرافی بود که (قبل از تجزیه‌ها) هیچ عنوانی نداشتند و البته یک پنجم از جمعیت را تشکیل می‌دادند. یک ضرب‌المثل وجود داشت که می‌گفت: «یک اشراف‌زاده سر مزرعه‌اش، برابری می‌کند با سلطان در کاخش.» از آنجا که اشراف‌زاده‌ها با یکدیگر برابر بودند، هیچ اکثریتی نمی‌توانست بر آنها حکومت کند. تا حدی که در پارلمان، Sejm، یعنی یک رای مخالف هرگونه پیشنهاد قانونی را لغو می‌کرد. (که به این حالت Liberum Vetu می‌گفتند.)
حسی از آزادی
این حس آزادی بر حس مذهبی نیز سایه افکند. لهستان، همیشه یک کشور کاتولیک نبوده است. در قرن شانزده، یک‌سوم از جمعیت این کشور، پرسبیتری (Presbyterian) و یک سوم نیز توحیدگرا (Unitarian) بودند، اما کلیسای کاتولیک، اکثریت قاطع خود را عمدتا به خاطر تلاش‌های فرهنگی بازیافت. مدارس آنها، دانش‌آموزانی از همه فرقه‌ها می‌پذیرفتند و آموزش معماری، نقاشی و مهمتر از همه اینها، تئاتر را به خوبی پی می‌گرفتند. . هیچ‌گونه تفتیش عقایدی، چوبه‌دار و طناب‌داری وجود نداشت. لهستان، برخلاف انگلستان، ‌آسان‌گیرترین کشور در اروپا بود. آزادی در این کشور به اندازه‌ای بود که در 1795، در آخرین انشعاب، زمانی که پروس، شهر دانزیگ را به سرزمین‌های خود ملحق می‌کرد، شهروندان آن که عمدتا لوتری‌های آلمانی بودند، ‌شجاعانه برای آزادی می‌جنگیدند. بسیاری از خانواده‌های مهم از آنجا مهاجرت کردند، مثلا شوپنهاورها به هانسیاتیک هامبورگ رفتند.
یهودیان در قرن چهارده، زمانی که لهستان یک کشور کاملا کشاورزی بود، به دعوت شاه کاسیمیر کبیر به این کشور آمدند. آنها اغلب از آلمان آمده بودند. یهودیان در آلمان از «حق» سکونت درگتوها برخوردار بودند و در آنجا دولت‌هایی کاملا خودگردان و مستقل داشتند. (به کتاب «یهودیان در آلمان قرون وسطی» نوشته گوید و کیش رجوع شود.) از آنجا که یهودی‌ها طبق مناسک دینی خود، مجاز نیستند که در سبت بیش از 2000 قدم راه بروند لذا نمی‌توانستند در جاهایی که از کنسیه فاصله زیادی داشت، ساکن شوند. البته تلاش‌هایی برای تغییر عقیده و کیش آنها انجام شد. اگر غسل تعمید را می‌پذیرفتند، به‌طور خودکار، به عنوان عضوی از طبقه اشراف در می‌آمدند. این پدیده، مثل هر جای دیگری ناشی از این بود که آیین و مراسم، لباس‌ها، زبان و رفتار فرزندان ابراهیم برای مردم عادی، عجیب و غریب به نظر می‌رسید، اگرچه یهودیان ارتدوکس، مردمی پارسا و با صداقت بودند.
نه‌تنها لهستانی‌ها در کشور خودشان، به دنبال آزادی بودند، بلکه آزادی‌خواهان لهستانی در بسیاری از نقاط دنیا فعال بودند. دو نجیب‌زاده لهستانی همیشه در خاطر مردم ایالات متحده باقی خواهند ماند یک تادئوژ کوشیوژکو و دیگری کازیمیرز پولاسکی تنها ژنرال ایالات متحده که در جنگ استقلال، در خاک آمریکا جان خود را از دست داد. (هیچ‌کس هنری دمبینسکی و جوزف بم که نقش مهمی را در سال‌های
49-1848 در قیام مجارستان بازی کردند را نیز از یاد نخواهد برد.) لهستانی‌ها و پادشاهان آلمانی، در جنگ لایبنیتز مغول‌ها را از دشت‌های اروپای شمالی منحرف کردند، لهستانی‌‌ها در 1683، ترک‌ها را در دروازه‌های وین شکست دادند و در 1920، بلشویک‌ها را در جبهه ورشو مغلوب ساختند. آنها سه بار تمدن غربی را نجات دادند. آیا دنیا به این مطلب واقف است؟ مسلما نه!
در سال‌های اول زندگی میزس، پیشینه لهستانی وی، تاثیرگذارتر و تعیین‌کننده‌تر از سابقه یهودی او بود، اما مغایرتی با تعلق وی به اتریش و حکومت پادشاهی نداشت. در واقع من، میزس را اولین بار در شرکت شاهزاده آرشدوک اتوفان‌ هابسیرگ که مورد تحسین میزس بود، دیدم
لودویگ جوان در هیچ یک از دو دانشگاه لووف (Lwow) یا کراکوف (Cracow) که زبان لهستانی در آنها حاکم بود، درس نخواند، بلکه به دانشگاه وین رفت. در عین حال، برای این که رشد فکری او را در درک کنیم، باید چگونگی عملکرد سیستم آموزشی «قاره‌ای» را بشناسیم. این شیوه، کاملا با الگوی انگلیسی- آمریکایی متفاوت است. افراد بعد از چهار سال آموزش ابتدایی، در صورتی که والدین تمایل داشته باشند، به مدرسه‌ای وارد می‌شوند که شباهت کمی با ترکیبی از دبیرستان و مدارس عالی دارد و هشت سال (و در آلمان، نه سال) به‌طول می‌انجامد.سه مدل از این‌گونه مدارس وجود دارند، مدل کلاسیک، که در آن هشت سال به زبان لاتین و شش سال به زبان یونانی کار می‌شود، مدل نیمه کلاسیک که در آن به زبان لاتین و یک یا دو زبان مدرن کار می‌شود، و مدل علمی‌تر که تنها زبان‌های مدرن در آن تدریس می‌شود. در هر سه مدل فوق، زبان محلی، ریاضیات، هندسه، تاریخ، جغرافی و دروس دینی به‌طورم منظم تدریس می‌شوند، فیزیک، شیمی، زیست‌شناسی و کانی‌شناسی، تنها هر از چندی درس داده می‌شوند و در مدل کلاسیک، تنها برای دو سال، مقدمه‌ای بر فلسفه نیز ارائه می‌شود. (مدل کلاسیک، طبیعتا با وجهه‌تر و صاحب‌ نام تراز دیگر مدل‌ها است.) این سال‌های سخت‌ مدرسه، اغلب مثل ابر سیاهی بالای سر خانواده‌ها بودند. اگر کسی حتی تنها در یک درس موفق نمی‌شد می‌بایست تمام آن سال را دوباره تکرار می‌کرد. این، همان اتفاقی بود که برای نیچه، آلبرت انیشتین و نیز برای فردریش آگوست فون ‌هایک رخ داد. میزس جوان، توانست در مدرسه کلاسیک آموزش ببیند. اما وی زبان‌های مدرن را به صورت خصوصی یاد گرفت.
تحصیل حقوق
میزس، بعد از آن که مدرک لیسانس خود را گرفت، به تحصیل در رشته حقوق پرداخت. در این جا باید ویژگی‌های دانشگاهی «قاره‌ای» را توضیح دهیم. این دانشگاه‌ها، فقط دوره‌های بالاتر از لیسانس را دارند و بس! به طور سنتی، در این دانشگاه‌ها، چهار دانشکده وجود دارد: الهیات، حقوق، پزشکی و فلسفه، البته مورد آخر یعنی فلسفه چندین رشته را در بر می‌گیرد که همگی آنها جزء علوم انسانی هستند. در زمان میزس اساتید، عموما به وسیله دانشکده‌ها انتخاب می‌شدند. تحصیل در رشته حقوق در اروپای قاره‌ای، مثل امروز کاملا با مطالعات حقوقی، چه در بریتانیا و چه در ایالات متحده متفاوت بود. سه ترم اول، کاملا به تاریخ و فلسفه قوانین عرفی و مذهبی اختصاص داده می‌شود. لازم به ذکر نیست که در کشورهای اروپای قاره‌‌ای از سنت حقوق مدون رومی تبعیت می‌شود. تاریخچه‌ها تدریس نمی‌شوند. اما در حوزه‌های عملی‌تر که مقدمه طولانی‌تری دارند، اغلب به مطالعه اقتصاد پرداخته می‌شود.
به نظر میزس، کنفرانس‌ها و سخنرانی‌‌های درسی که در دانشگاه وین ارائه می‌شدند، یکجانبه بودند و تدریس اقتصاد، به استثنای چند مورد، کمتر و پایین‌تر از حد متعارف بود. وی در مقام مردی جوان، از موشکافانه‌ترین و انتقادآمیزترین حس برخوردار بود. وی کاملا به این حقیقت آگاه بود که دانشگاه‌های ما، که همگی گروه‌های کاملا مستقلی بودند، توسط دولت تامین مالی می‌شدند، اما تحت کنترل آن نبودند و به ناچار، تحت تسلط باندها و دسته‌ها قرار می‌گرفتند و حتی در انتصاب‌ها، روابط خانوادگی نقش قابل ملاحظه‌ای بازی می‌کردند. رییس دانشگاه با عنوان «حضرت والا» خطاب می‌شد و دانشگاه‌ها چنان محترم بودند که پلیس اجازه ورود به آنها را نداشت. اساتید در تدریس عقاید گوناگون محدودیتی نداشتند. حتی اگر استادی به جای آن که به تدریس بپردازد، به خواندن روزنامه مشغول می‌شد، اخراج نمی‌شد. همه اساتید تا سن 65 یا 67 سالگی، حق استادی دائم داشتند و بعد از آن، با حقوقی برابر هشتاد و دو درصد از آخرین حقوق، بازنشسته می‌شدند. اساتید در مقام مدرس به ویژگی‌های چندان مهمی نیاز نداشتند. از استاد انتظار نمی‌رفت که مربی و آموزش‌دهنده باشد، بلکه از وی انتظار می‌رفت که استاد و متخصصی باشد که این فرصت را به دانشجوها می‌دهد که به صحبت‌های او گوش کنند. آشکار است که چنین سیستمی، نقایصی جدی در خود داشت، اما در هر صورت، اساتید از جایگاه والایی برخوردار بودند. در واقع به استثنای هیات‌های دیپلماتیک و فرماندهان نظامی، هیچ شغلی به اندازه استادی دانشگاه مطلوب و دلخواه نبود.
استادی دانشگاه
من همه این جزئیات را به این خاطر ذکر می‌کنم که نقشی عمده در زندگی میزس ایفا کردند. همان طور که هر کس می‌تواند تصور کند، آرزوی وی از روزهای مدرسه این بود که به مقام استادی برسد. (این مطلب درباره برادرش، ریچاردز نیز صادق بود). با این وجود، این آرزوی لودویگ، هیچ وقت نه در وطن خودش و نه در آمریکا به طور کامل برآورده نشد. دلیل اصلی این امر آن بود که دانشگاه‌های اتریش و به ویژه وین، تحت سیطره دو دسته لیبرال‌های ملی و چپ‌ها بودند. اقلیت بسیار کوچکی از اساتید نیز بودند که می‌توان آنها را محافظه‌کارهای «دیوانی» نام نهاد. با این وجود در نظر بگیرید که امپراتور فرانسیس جوزف، که نمادی از اتریش در کل آن دوره بود، به معنای جهانی (در مقابل معنای آمریکایی) لیبرال بود و احزاب لیبرال، برای مدت طولانی تا سال 1908 که قانون «هر نفر- یک‌رای» مطرح شد، عرصه سیاسی اتریش را تحت سلطه خود داشتند. محافظه‌ کاری در اتریش، به کلیسا، ارتش، اشراف و بخشی از کشاورزان محدود می‌شد و در دولت، مدارس و دادگاه‌ها تاثیرگذار نبود.
یک ترکیب عجیب
شاید ترکیب ناسیونالیسم قوی (آلمانی، چک، لهستانی، اسلوونیایی، ایتالیایی یا اوکراینی) با لیبرالیسم کلاسیک برای آمریکایی‌ها عجیب ‌باشد، اما به هر حال واقعیت داشت. شرایطی مشابه در آلمان نیز حکمفرما بود در آنجا بیسمارک که در اصل یک محافظه کار و وطن‌پرست پروسی بود، رابطه خود با محافظه‌کارها را قطع کرده بود و از سوی حزب لیبرال ملی که هوادارهایش،‌ بورژوازی بزرگ و ثروتمند،‌ صنایع بزرگ و هواخواه‌های معتدل پان ژرمانیسم بودند، از صمیم قلب حمایت می‌شد. لیبرال‌های ملی همچنین گرایش ضد روحانی داشتند که بیشتر علیه روحانیت کاتولیک بود تا اینکه در مخالفت با لوتری‌ها باشد. Kulturkampf بیسمارک، یعنی جدال وی علیه کلیسای کاتولیک که منجر به حبس اسقف‌ها، طرد ژزوئیت‌ها و رواج ازدواج مدنی اجباری (به تقلید از فرانسوی‌ها) شد، به خوبی با الگوی او سازگار بود. واضح است که این همه، به مذاق محافظه کارهای پروسی که بیسمارک از دید آنها چپ بود، خوش نمی‌آمد. مسلم است که «صدراعظم آهنین» به هیچ وجه سنت‌گرا نبود. در پرچم جدید آلمان، علاوه بر رنگ‌های سیاه و نقره‌ای از پرچم پروس، رنگ قرمز نیز به نشانه انقلاب اضافه شده بود. طبیعی است که محافظه کارهای پروسی هرگز از رنگ‌های قدیمی عدول نکردند.
در آلمان نیز همانند اتریش، لیبرال‌های ملی از لحاظ فرهنگی و سیاسی، لیبرال بودند، اما از لحاظ اقتصادی خیر. آنها همانند ناسیونالیست‌ها خواهان وجود یک دولت قوی و لذا طبیعتا طرفدار سیاست مداخله‌گرایی بودند. آنها برای آنکه روند رشد سوسیالیسم را متوقف کنند، دولت مداخله‌گر را توسعه دادند.
باید این واقعیت را بپذیریم که لیبرال‌های آلمانی، در خفا به دنبال ایجاد دولت بودند، چون که امید داشتند که یک دولت قدرتمند بتواند «سنت‌ها» را بشکند. لذا به هیچ وجه با لیبرال‌های انگلیسی از نوع Gladstoneها یکسان نبودند. بنابراین حتی در دانشگاه‌های اتریش، وضعیتی پدید آمد که در آن، لیبرال‌ها و سوسیالیست‌ها، چندان از یکدیگر جدا نبودند. با این وجود، می‌توان در همان زمان شاهد رشد نوعی محافظه‌کاری کاتولیک رمانتیک بود که ضدسرمایه‌داری، ضد لیبرال و ضد سوسیالیسم بود که به دنبال یک «راه سوم» اقتصادی بود که با ایده تشکیل دولت، براساس سازمان‌ها و موسسات باستانی و نه بر اساس وجود احزاب مرتبط می‌شد. همیشه یک محافظه‌کاری کاتولیک قاره‌ای، براساس سوء‌ظن عمیق و ریشه‌دار نسبت به تولیدکننده‌های کالوینیست و لوتری و بانکدار‌های یهودی وجود داشت. (در 1930، از ده شعبه بانک فرانسه، پنج تا در اختیار پروتستان‌ها، چهار تا در اختیار یهودی‌ها و یکی هم در اختیار یک «آدم عادی» بود.) بنابراین، کاتولیک‌ها مخالف «لیبرالیسم قدیمی» نیز بودند.
چهار مکتب
در این جا، دوباره باید به مطلب دیگری خارج از موضوع اصلی این مقاله بپردازیم. چهار نوع اصلی و خالص لیبرالیسم وجود دارد. نماینده شاخص پیشا لیبرالیسم،‌ آدام اسمیت بود. (می‌توان نام ادموند برک را نیز در کنار او ذکر کرد). پیشا لیبرال‌ها از مارک لیبرال استفاده نمی‌کردند، تنها به این دلیل که این واژه برای اولین بار در 1812 و در رابطه با مدافعان قانون اساسی اسپانیایی کادیز (Cadiz) به کار گرفته شده بود. عنوان لیبرال به سرعت در فرانسه به کار رفت و سوتی (Southy) در 1816، برای اولین بار در یک متن انگلیسی، از واژه اسپانیایی liberals استفاده کرد و سر والتر اسکات، از liberalux سخن به میان آورد. به زودی در اروپای قاره‌ای، «لیبرال‌های اولیه» ظهور کردند که اکثرا اشراف‌زاده‌هایی با ریشه‌های کاتولیک بودند و نهضت فکری را آغاز کردند که تا پایان قرن نوزدهم ادامه داشت. توکویل، مونتالمبرت و آکتون، سرآمدان این نهضت بودند، اما من علاقه دارم نام ژاکوب برکهارت، نجیب‌زاده لاادری گرای بازل را نیز به آنها اضافه کنم. این نوع دوم لیبرالیسم،‌ عمدتا ویژگی فرهنگی و سیاسی داشت، نه اقتصادی. لیبرال‌های کلاسیک، نوع سوم را تشکیل دادند.
لیبرالیسم میزس
میزس در دسته سوم (لیبرال‌های کلاسیک) جای می‌گیرد. لیبرال‌های کلاسیک، به شدت به اقتصاد علاقه‌ مند بودند، اما به مسائل فرهنگی و سیاسی نیز توجه داشتند. آنها «مترقی‌های» ضد بنیادگرایی بودند، در موضوعات فلسفی، به شدت شکاک بودند و اعتقاد داشتند که باورهای دگماتیک، خود به خود به عدم تساهل منجر می‌شود. آنها غالبا (اما نه همیشه) مخالف احساسات ضد دموکراتیک لیبرال‌های اولیه بودند، از جدایی دین و سیاست حمایت می‌کردند و گاه با فراماسونری‌ها متحد می‌شدند.دسته چهارم یعنی نئولیبرال‌ها تنها پس از جنگ جهانی دوم ظاهر شدند. آنها به شدت تحت تاثیر لیبرالیسم اولیه قرار داشتند و به واسطه همدلی بیشتر با ارزش‌های مسیحی، مدارا و تسامح بیشتر در مقابل برخی دخالت‌های دولت و تمایل به محافظه‌کاری، از لیبرال‌های کلاسیک متمایز می‌شدند. بهترین سخنگوی آنها، ویلهلم روپکه (Wilhelm Ropke) بود. شکاف میان لیبرال‌های کلاسیک و نئولیبرال‌ها، در 1961 که نئولیبرال‌ها از انجمن مونت پلرین (Mont Pelerin) خارج شدند، ‌آشکار شد. با این حال، آنچه که امروزه در آمریکا (و نه در هیچ جای دیگری) لیبرالیسم نامیده می‌شود، کاملا با همه اشکال لیبرالیسم در تضاد قرار دارد و چیزی جز سوسیالیسم تعدیل شده نیست. آمریکای شمالی که جزیره‌ای غول‌آسا و بسیار بزرگ در جهان است، غالبا با مشکل تحریف واژه‌ها روبه‌رو است. من در مقاله‌ای که در پاییز 1997 در Intercollegiate به چاپ رسیده است، سرنوشت غم‌انگیز واژه «لیبرالیسم» را در ایالات متحده شرح داده‌ام. برای آنکه خواننده حتی بیشتر از این سردرگم شود، اجازه دهید خاطرنشان کنم که من برای یک نشریه دوره


کاربر گرامی اجازه مشاهده کامل مطلب را ندارید.جهت مشاهده مطالب می بایست عضو سایت شوید و یا در صورتیکه قبلا عضو شده اید با نام کاربری خود به سایت وارد شوید
ورود / ثبت نام


ارسال محتوا به دوستان نظرات خود را در رازنامه ثبت کنید                به اشتراک گذاری محتوا در فیسبوک به اشتراک گذاری محتوا در گوگل پلاس به اشتراک گذاری محتوا در لینکدین به اشتراک گذاری محتوا در توی تر

مشخصات ثبت اطلاعات

مدیریت رازنامه

مدیریت رازنامه

تاریخ ثبت:
1387/10/09
بروزرسانی:
1388/12/08
آخرین مشاهده:
1396/08/28

نظرات و پیشنهادات


تازه های رازنامه

رازنامه در شبکه های اجتماعی
دریافت نسخه اندروید از رازنامه دریافت نسخه اندروید از گوگل دریافت نسخه اندروید از بازار
تمامی حقوق طراحی ,ساخت وعرضه متعلق به مشاوره رازنامه می باشد.
شرایط و مقررات استفاده از رازنامه . .