از مشاوران رازنامه بپرسيد
اسداله مستوفي
مشاوره مديريت
مشاهده پروفايل
پرسش از مشاور
عباس اسدي
وكيل پايه يك عدليه و مشاورحقوقي در زمينه حقوقي ، جزائي،خانواده،قراردادهاي داخلي وبين المللي ،شركتها
مشاهده پروفايل
پرسش از مشاور
محمدرضا (فرزاد) جهانشاهلو
مديريت امورمالي(حسابداري-بهاي تمام شده-تجزيه وتحليل صورتهاي مالي)
مشاهده پروفايل
پرسش از مشاور
سيد علي شاه صاحبي
وكيل پايه يك دادگستري و مشاور حقوقي ، جزايي ، تجاري ، ملكي و خانواده
مشاهده پروفايل
پرسش از مشاور
دكتر رسول ياري فرد
آموزش و تحقيقات در حوزه هاي حسابداري و حسابرسي، امور مالياتي، كار و تامين اجتماعي و قوانين تجارت
عبداله لطفي
بيمه (غير از تأمين اجتماعي) - روابط عمومي و بازاريابي
مشاهده پروفايل
پرسش از مشاور
حسين عزيزي نژاد
آموزش و تحقيقات ( در حوزه هاي اقتصاد،حسابداري و مديريت )-مديريت عمومي-بيمه و تامين اجتماعي
مشاهده پروفايل
پرسش از مشاور
سعيد ربيعي مجد
مشاوره ي حقوقي: ثبت شركت ها، ثبت صورتجلسات،اخذ برند اخذ كارت بازرگاني،اخذ رتبه پيمانكاري، اخذ جواز
مشاهده پروفايل
پرسش از مشاور
سيدرضاحسيني
برندينگ،بازاريابي،خلاقيت،فروش
مشاهده پروفايل
پرسش از مشاور
علي كاوه
مقررات مربوط به كاركنان دولت ،مرخصي،ماموريت،حقوق ومزايا،آموزش ،مكاتبات اداري،بيمه پايه و تكميلي
مشاهده پروفايل
پرسش از مشاور

فهرست مشاورين
به خانواده مشاوران رازنامه بپیوندید
پرسش و پاسخ از رازنامه
استخدام
دريافت آخرين اطلاعات رازنامه
با ثبت پست الکترونيکي خود و يا دوستان خود هميشه از آخرين اطلاعات سايت آگاه شويد.

دريافت آخرين اطلاعات رازنامه

نظر شما چيست
به نظر شما كدام سرمايه گذاري در سال 1392 سودآور خواهد بود؟



[ مشاهده نتايج | نظرسنجي ها ]

آراء: 636 | نظرات: 0

جستجو در پورتال

نتايج جستجو

سرفصلهاي کتاب/ قيمت‌ها همه جا حضور دارند
هر چيزي قيمتي دارد، اما هميشه روشن نيست كه آن قيمت چيست. از بيشتر قيمت‌هايي كه مي‌پردازيم ظاهرا معنا و منطق خيلي كمي بيرون مي‌آيد.
  • ي باشيم كه زندگي ما را هدايت مي‌كند (و درك تاثير اقدامات ما بر قيمت‌هايي كه در برابرمان رديف شده است) نه فقط به ما كمك خواهد كرد تا تصميمات‌مان را بهتر ارزيابي كنيم. بلكه قيمت‌هايي كه ما به عنوان افراد و جوامع پيش روي خويش داريم، چگونه قيمت‌ها ما را به حركت وامي‌دارد، چگونه با حركت ما در اين يا آن مسير، قيمت‌ها تغيير مي‌كنند، ديدگاه قدرتمندي براي آشكارساختن تاريخ ارائه مي‌دهند. تقريبا دو دهه پيش، زماني كه لورنس سامرز اقتصاددان ارشد بانك جهاني بود، نا
  • ديگر كه از دستمان رفته. قيمت يك برش پنج دلاري پيتزا تمام چيزهاي ديگري است كه مي‌توانستيم با پنج دلار به دست آوريم. قيمت ازدواج شامل همه چيزهايي مي‌شود كه مي‌توانستيم انجام دهيم اگر مجرد باقي مي‌مانديم. يك روز ناگهان به دام عشق و دوستي افتاده و مغلوب مي‌شويم. سال‌هاي بعد متعجب مي‌شويم كه چه اتفاقي افتاد آزادي خود را در قربانگاه مبادله كرديم. اقتصاددانان اين را «هزينه فرصت» مي‌نامند. با ارزيابي هزينه‌هاي فرصت، زندگي‌هاي خود را سامان مي
  • و مغلوب مي‌شويم. سال‌هاي بعد متعجب مي‌شويم كه چه اتفاقي افتاد آزادي خود را در قربانگاه مبادله كرديم. اقتصاددانان اين را «هزينه فرصت» مي‌نامند. با ارزيابي هزينه‌هاي فرصت، زندگي‌هاي خود را سامان مي‌دهيم. دختر زباله جمع‌كن در دهلي به محض اينكه به دنيا آمد بايد بر سوگيري تثبيت‌شده والدين هندي كه به سقط جنين گسترده جنين دختر انجاميده است غلبه كند. سرشماري سال 2001 هند، 927 دختر هندي زير شش سال را در برابر 1000 پسر ثبت كرده است. اين را مقايسه ك
مقالات/ ديوانگي
هري به ندرت موفق مي‌شد شب‌ها بيش از 5 ساعت بخوابد. به عنوان مدير عامل سازمان پيرس اين هزينه‌اي بود كه براي اداره اين سازمان چند مليتي رو به گسترش مي‌پرداخت. تنها در ماه گذشته او به بسياري از شعب سازمان در اقصي نقاط دنيا سر زده بود و‌امشب تنها براي يك شب به لندن برگشته بود.
  • ركت كرد. ساعت 4:22 به محل كارش رسيد. عجيب بود. اين ساعت دقيقا زمان تولدش بود. به سمت دفتر كارش در طبقه نهم حركت كرد و از درهاي شيشه‌اي عبور كرد. كامپيوترش را روشن و شروع به نوشتن كرد. كلمات و ايده‌ها از ذهنش جريان داشتند. راجع به اينكه احساسات مردم چگونه روي انتخاب‌هاي اقتصاديشان تاثير مي‌گذارد. احساس مي‌كرد كه كلماتش دنيا را عوض خواهند كرد. آنقدر روي نوشتن تمركز كرده بود كه در ساعت 7:30 زماني كه رولاند كه مدير واحد برلين و مدير ارشد كاترين بود وارد دفترش شد متوجه آمدن او نشد. معمولا رولاند و
  • ي داريم.» آگاهي بعد از دعوا با رولاند كاترينا دفتر را ترك كرد و به منزل رفت تا آنجا به نوشتن ادامه دهد. بعد از يك ساعت ناگهان احساس كرد ذهنش باز شده است. مي‌دانست بايد چه كار كند؟ اين نقشه‌اي بود كه بايد با يك نفر در ميان مي‌گذاشت و آن يك نفر جوزه دوستش بود. او به دفترش زنگ زد و قرار شد ساعت 1 براي نهار همديگر را در رستوراني ببينند. آن دو معمولا براي نهار همديگر را مي‌ديدند و درباره تحولات دنياي كاري صحبت مي‌كردند. جوزه كه مردي 59 ساله بود، مديرعامل بزرگ‌ترين زنجيره تامين خرده فروشي در اروپا
  • ي‌كرد. رولاند مي‌گفت بايد او را اخراج كنند ولي در اين صورت كاترينا مي‌توانست از آنها شكايت كند. بايد او را به بيمارستان مي‌برد؟ چه بايد مي‌كرد؟ سوال: هري در مورد كاترينا چه بايد بكند؟ پاسخ مطالعه موردي : يكي از مشاوران كليدي سازمان پيرس كه يك دختر جوان و بسيار با استعداد است، پس از مواجه شدن با برخي شرايط سخت در زندگي‌ شخصي (ترك كردن نامزد و فوت پدرش) دچار يك حمله افسردگي شده است و شروع به ارسال ايميل‌هايي با محتواي بي ربط به سازمان كرده است. سوال اين است كه در اين شرايط سازمان در مقابل ا
  • طبقه بندي اطلاعات
مقالات/ سرتان به كار خودتان باشد!
دانته سورلا مدير عامل سازمان تكنولوژيكي ريدار زماني كه از ماشين پياده شد تا به طرف محل برگزاري كنفرانس برود، جمعيت معترضي را ديد كه پلاكارد در دست سر و صدا مي‌كردند. روي پلاكاردها عباراتي شبيه اينكه «سرتان به كار خودتان باشد» ديده مي‌شد.
  • رف محل برگزاري كنفرانس برود، جمعيت معترضي را ديد كه پلاكارد در دست سر و صدا مي‌كردند. روي پلاكاردها عباراتي شبيه اينكه «سرتان به كار خودتان باشد» ديده مي‌شد. سرتان به كار خودتان باشد! دانته با خودش فكر كرد كه ما چگونه به اينجا رسيديم؟ به عنوان مدير عامل يك شركت تكنولوژيكي دانته هميشه درگير مسائل خصوصي و غيرخصوصي با مشتريان بوده است. سازمان ريدار يكي از پنج توليدكننده عمده تگ‌هاي RFID بود. اين تگ‌ها به مشتريان ريدار كه عمدتا توليدكنندگان و فروشندگان بودند، اج
  • شان داد و گفت: «اين كلاه‌ها بيشترين ميزان فروش ما را دارند. همه از آنها مي‌خرند. ما مي‌خواهيم در اين كلاه‌ها تگي قرار دهيم كه زماني كه كلاهي از مغازه خارج مي‌شود فعال شود. سپس هر بار كه مشتري به مغازه مي‌آيد، ما او را مي‌شناسيم و مي‌دانيم چه چيزهايي دوست دارد و مي‌توانيم به او بيشتر كمك كنيم.» دانته در عين اينكه به اين حرف‌ها گوش مي‌كرد، در درون به جدال افتاده بود. اين كار مي‌توانست براي ريدار يك چالش جديد باشد كه براي سازمان اعتبار زيادي به همراه داشته باشد. دانته گفت: «ما مسلما مي‌توانيم اين
  • از نزديك ببيند. در داخل مغازه عده زيادي دانش‌آموز ديده مي‌شدند. يكي دامني را به ديگري نشان مي‌داد و مي‌گفت اين قشنگ است. يكي از كاركنان از ديگري پرسيد: «آيا ما از اين شلوار شماره 38 داريم؟» آن ديگري جواب داد كه نمي‌داند. زني به يك فروشنده مي‌گفت كه دخترش ديروز بلوزي خريده است و آن را در اتوبوس جا گذاشته است و با تشريح مشخصات آن مي‌خواست يكي ديگر برايش بخرد. فروشنده دو رديف را به او نشان داد و گفت كه نگاهي به آن رديف‌ها بيندازد كه ببيند آيا آن بلوز را آنجا پيدا مي‌كند يا نه. كارول اغراق نكرده ب
  • طبقه بندي اطلاعات
برگزيده رازنامه
تازه هاي رازنامه
تمامي حقوق طراحي ,ساخت وعرضه متعلق به مشاوره مديريت رازنامه مي باشد.
شرايط و مقررات استفاده از رازنامه .

انگليسي   فرانسوي   اسپانيايي   ايتاليايي   آلماني   عربي   روسي   ژاپني   کره      پرتغالي   ترکي   چيني